|
|||||||
|
|
|
|||||
هر جـا که افـتـادم ز پـا، نـاگه تــو را کـردم صـــدا غـافــل که آنــدم هــم مـرا، نـوعـــی هـدایــت کـرده ای ...
|
|
|||||||
|
|
|||||||
|
|
|||||||
|
|
|||||
آنها که به سر در طلب کعبه دویدند چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند از سنگ یکی خانه اعلای معظم اندر وسط وادی بی زرع بدبدند رفتند در آن خانه که بینند خدا را بسیار بجستند خدا را و ندیدند چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند کای خانه پرستان؛ چه پرستید گل و سنگ آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند آن خانه دل و خانه خدا واحد مطلق خرم دل آنها که در آن خانه خزیدند مانند الف راست برفتند به لبیک آنها که در این خانه چو گردون بخمیدند بر خطّه آن مشعر وحدت چو گذشتند خط لمن الملک بر اغیار کشیدند حزبی که بجز سنگ؛ ره از حانه ندیدند چون حزب شیاطین ز در حق برمیدند مولوی
|
|
|
|||||
ای کــه مــــی دانــــی نـدارم غیـــر درگاهـــت پنــاهــــی دیـگـــر از من بـرمــگــــردان روی خود گـاهــــی نـگاهـــــی
|
|
||||||||||
|
|
||||||||||
|


